تبليغاتX
حاملان سرنوشت

پیشرو& ساتراپ & اوج سنت شکن پیشرو :مسلط مث همیشه آماده برای حرف زدن باهرکی هه من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم دارم کنار جزیره روی آب شنا میکنم و از شیطان وجودم میشنوم صدایی بلند خب شایدم من مصادف با خشم الهی شدم انگار تیری نمونده و اسیرخشابی پرم آره من همونم که قرض دادم به بازی تفنگ ولیکن اسیر سرنوشت اضافی شدم و دارم تو فصلا نزدیک میشم به پاییز و مرگ که تا ابد تنها بمونم یه جای تاریک تنگ و بد من تو اتاقم تنهام بانور مهتابی چونکه خیلی وقته گذشته روز برف بازی و کاش باز برمیگشت حس خوب تنهایی من و خیابونا با یه سوفور شهرداری وحمالی من گذشت حدود ده سالی مشکلاتم کوه بود چون نگاه کردم از پایین نفتالین شده بودم لای لباس مردم و رفیقام نبودن حتی قد تعداد انگشت من یه فراری بودم منو تو کوره نندازین تا روح من بکشه رو دل کوه یه نقاشی که هر مسافری اونوببینه توی جاده و گیر نکنه تویه مسیر دور وساکت تانشه اسیر عشق غول خوابشو پاشه خونشو عطرآگین کنه با بوی کاه گل منم میشم اسیر جادوی جاده وقتی تا آخر راه باهام آذوقه باشه ...*... من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم ساتراپ: تو هم اگه شاهی منتظر کودتا باش چونکه میخواد بخوری از خدا تو چوب کارات چون روزگارها گذشت و مونده بارها سنگینیش و من از توی کوچه بازار بوی بارون و حس نکردم از روی آسفالت چون مشامم و پر کردن از بوی آشغال اما من میخوام بپرم از روی سالها چون اینجا فرقی نداره بود و نبود ساتراپ من همه ی خوابای خوبم و نصفه کاره دیدم اما با این حال از زندگی استعفا نمیدم چون تو فردام و تموم شده قصه های دیشب و همه فکرم بالا رفتن از پله های دیگس آخه من میخوام بخندم به همه ی گذشتم چون شوق آرزوهام رفت پی مثلث(به یه) فک میکردم بزرگ باشه قلب یه هنرمند ولی دیدم نوک یه تپه ی بلندم اما دنیا هم اونی که میخواستم نبود مصخ شدم و هنو بیداره عنکبوت اگه سات جلو مشکلاتی ساده تر نبود چون روحش شبانه (همواره ؟)میخوابه در درون من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم اوج :بغض ته گلومه میخوام خالی کنم خودمو میگن فرصت تمومه پشت سر تموم همسنای خودم وایسادم و فقط غرق سایه شدم یه صدای بلند میگفت فرزند طلاق که تو جا من بودی مینداختی گردنت طناب تا خفه کنی خودت و من معطل زمان بودم تاکه جلو بره اکثر شبام با مصرف مواد تو خلوت تمام تاکه از مغزم دو کلام فلسفه درآد من با صدای گریه ی مامان لالا میکردم ولی الان بالام ناسا باهام داداش میخونه تو سنت شکن تامن مث همیشه به شما جرات بدم من جز معرفت چیزی واسه ی دورووریام نزاشتم ولی خب ...خوردم پسر! من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دســـــت دادم به خاطر همینم هس که من یکی با کل دنیا فـــــرق دارم

+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط صبا |

ابلیس اجتماع ما من از بچگی تو رفاه بودم ولی بازم جیبای زیادی دیدم که توشون خالی باشن چرا خدا باید یه یکی اونقدی بده که به بچش بیاد تراول صدی بده ؟؟؟ از اون ورم یکی می بینی که شبا گشنس خدا ببین عدل وعدالت و این جا کشتن حتی چش دشمن اگه اینا رو ببینه اونم می یاد پشتم.... تو که داعم دم می زنی که تو مرد خدایی بین خونواده ها فقر شده حرف جدایی اگه وقت تو بزاری صدا فقر و بیکاری می بینی از این مملکت داره بالا می ره خدا بهم بگو قانونت اون بالا چیه ؟؟؟ اینیکه بچه 6 ساله باید کار کنه ؟ آخه که اون بابای معتاد سیگاری بار کنه تا کی ؟ اینجا غم داره آره بهت کم شده ثابت ؟؟؟ خدا نگاه بکن ما هم اینجا حق داریم آخه ...*... خدا حق دارم من من با تو حرف دارم پس نزار دیگه سرد بشم من بیا بگیر دست خستم بیا زمین تو غمامونم اینجا شده همه کمین خب بیا ببین فرشته هم اینجا فریب خورد مردونگی همینجا روی زمین مرد ...*... خدا فقر و فحشا رو من دیدم همین دم این حرفا رو نمی زنم واست عزیز شم خدا یه نظر بندازو ما رو همین بس هر روز داره اسمت می شه اینجا غریب تر خدا پاشو ببین جوونای معتاد مارو فقر داره نیرو می ده اینجا ثبات کارو پاشو ببین اینجا جوونای دستبند به دست اینا واسه جدال با دشمنا رفتن به رزم اینجا عشق معنایی نداره بی رنگه.... کسی نیست دیگه که واسه دین بجنگه ما رو گزاشتی کنار و ما رو نمی بینی ؟ خدا بیا ببین روی زمین چی می چینی مهره های انسان نما ولی چه فایده بازم ؟ دریغ از اینکه از خدا اینجا چیزی بشناسن خدا ببین اینجا رنگ فقط وجود داره بگو باید کی رو صدا کرد ؟ RapFAA.com! ...*... خدا حق دارم من من با تو حرف دارم پس نزار دیگه سرد بشم من بیا بگیر دست خستم بیا زمین تو غمامونم اینجا شده همه کمین خب بیا ببین فرشته هم اینجا فریب خورد مردونگی همینجا روی زمین مرد ...*... دل هرکی رو می بینی اینجا رنج داره خدا قلب عاشقا هم شده ازهمدیگه جدا اینجا پول میشناسن فقط همین و بس می گن پولداری یا نه ؟ اینجا همینه رسم اگه پول داشتی تو روتاج سری می خوای بزنم واست مثال ساده تری ؟؟ یه دختر و ببین تو دنیا با کی می مونه ؟ با اون بچه مایه که نشسته بنز می رونه خدا بهم بگو آخه اینا کم دردیه؟ یکی نداره به من بگو تکلیف چیه؟ اینجا غم دارن همه دل بی غم نمی بینی اگه غم نداشتیم که این همه بیمار نمی دیدیم اینجا غم قانونه اگه تو خب نداشته باشی نمی تونی بگی که تو هم تو این اجتماعی تو تویه اشتباهی می گی نمی تونه پول آدمو خوشبخت کنه چرا بچه مایه با پولاش پس خوشبخت شده ؟ ...*... Eblis master

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط صبا |

 

شوک صداوسیما

سلام.من زود اومدم زود هم حرفمو می زنم و می رم

گمان کنم تموم کسایی که طرفدار رپ هستن و رپرای عزیز این فیلم ابلهانه ی صدا و سیما تحت هنوان شوک رو دیدن خب می خواستم به این مدیریت صدا و سیمای احمق بگم اولا رپ و بچه ها به این آسونی نتونستن توش ماهر بشن که شما هم به این آسونیا بنونین با توهین و اتهام زدن به اونها که شیطان پرستن بیارینش پایین .

دوما اگرم حتی این شماها که قبلا هم دچار چینین اشتباهی شده بودین و با مخالفت مردم روبه رو شدین (نقد هری پاتر و می گم ) یه ذره توجه کنین می گیرین که با این کار نه تنها رپ و از اوج نمی یاره پایین بلکه دارین براش تقریبا تبلیغ هم می کنین.حرفم اینه که مردم (ببخشید ، شرمنده)خر که نیستن تا هرچی رو از صدا و سیما پخش بشه باور کنن پس خودشون تحقیق می کنن و می فهمین یه مشت اراجیف بیشتر نیس.

قربون همه رپرا (به غیر از اون جوجه ها که اسم خودشون و گذاشتن رپر !)

خاک پای همتونم هستیم .

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 7:2 بعد از ظهر توسط صبا |

تیغه & تتلو  & فلاکت &  اردلان

دنیا نیا

بگو بهم این اتفاق افتاده تا حالا واست ؟

آرزوهاتو نشون کنه انگشت اشارت ؟

اینجا حاکم بدیه که می کنه غم و حکم

تا که تو بدونی این بازی داره فقط یه رکن

که دستت و رو کنی و از این دنیا بری

چون اگه بمونی و بسازی باز بازنده ای

شاید باید راحت عادت کنی به وداع از دنیا

تا راحت سایتو غارت کنی بری پیش خدا

بدیه عجل معلقه تو می گی به درک

ولی آینه ی زندگیتم می ده بوی ترک

آدمای مهربونم می شن درخت بی سایه

غمی نداری واسادی روی صندلیه بی پایه

یه جای پای تو روش اضافیه مث علف هرز

به جای پای تو پای دیگه می یادش تو این مرز

دروغ می گه می گه هرکی دنیا پره داوره

دیدی بدبختیو از توهمون شکم مادرت

همین که نیای به دنیا واسه من سوغاتیه

یه بار بهت گفتم جای پاتم اینجا اضافیه

سرانجامت اینه ؛ می رسی به نقطه ی کور

اردلانه الان نبودم من شدم به زور

نبودم من شدم به زور

...*...

 نیا – نیا

تو هم اینجا نمی یاری دووم

نیا – نیا

اینجا بدختن همه پیر و جوون

اینو

 بدون

که می افتی یه روز به حال من

نیا – نیا

آخرشم تو میری تو کفن

...*...

شبای من هست شبای سرد

کدوم آدمییه که می گه نداره درد ؟

می بینی می کشیم چه زجرا ؟

من بدم می یاد از همه شبها

ببین دیگه در آرزوی مرگم من

لابد تو هم می خوای بگی چرت می گم حتما

ولی شخصا من دیگه خستم

آخه تا کی باید ببارم من هرشب ؟

رسما

من از دست رفتم

چون عشق من منو کرد ترکم

شاهین سرعشقش با مرگش

اینا رسونده دیگه به ته خطش

خوب فهمیده دنیا چه خبره بچه

نمی شه زنده موند یه نفره هرگز

...*...

عزیزم دنیای ما مث سیاهچاله

هرکاری بخواد باهات می کنه با یه اشاره

به خدا جای بدیه سعی نکن بیای توش

اینجا کسی به گریه های تو نمی کنه گوش

نمی کنه گوش

نیا – نیا

تو هم اینجا نمی یاری دووم

نیا – نیا

اینجا بدختن همه پیر و جوون

اینو

 بدون

که می افتی یه روز به حال من

نیا – نیا

آخرشم تو میری تو کفن

...*...

با من بیا به (خانی آباد ؟؟؟)

می خوام بشی غرق

تو قصه ای که این بار با همیشه داره فرق

قصه ی یه توپ گرد به اسم کره ی زمین

که ظاهر قشنگی داره ولی بده تو زمین

آدمای لعنتی که توش

 می زنن جون

با چشماشون می بینن ولی می مونن خاموش

کسی به روش

نمی یاره یه چیزی غلطه

 اینجا همه یه مشت عقده این که حالشون بده

سبزیه برگ درختا شده اسکناس سبز

عزیز دلم هیچ وقت پاتو نزار تو این مرز

اینجا آدما بدن

پس بمون همون بالا

دوباره با اومدنت می شی سرباز بابات

تاحالا

 همه زندگیشو داده به باد

 دیگه از پس پول پوشک تو بر نمی یاد

آره اینه

 داستان دنیای رنگارنگ

زادگاه تو خاور میانست

یعنی همیشه جنگ

جنگ واسه قطره های سیاه نفت

میبینی این دنیا خیلی کثیفه

هرکی توش اومده دوباره رفت

پس واسه مردنت توی شکم مادرت

باورت می شه خیلی خوشحالم این بلا اومده سرت

...*...

نیا – نیا

تو هم اینجا نمی یاری دووم

نیا – نیا

اینجا بدختن همه پیر و جوون

اینو بدون

که می افتی یه روز به حال من

نیا – نیا

آخرشم تو میری تو کفن

نیا – نیا

تو هم اینجا نمی یاری دووم

نیا – نیا

اینجا بدختن همه پیر و جوون

اینو بدون

که می افتی یه روز به حال من

نیا – نیا

آخرشم تو میری تو کفن

...*...

نرگال & تـتــلو

اقیانوس

آره نرگال اومد با سلطان این کار

کلمات و قافیه هاش هشداره اینبار

الان خیلیا اینجا

 همکارن با من

به من بگو که تو رپ همگامم دارم ؟

تیزی کلماتم می بره دهنت و پس

می مونه یه راه واست که بکنی سبک و عوض

چون با قصد و غرض می زنم من حرفو دراصل

اینا همه شعر نیستن حقیقتن

من از همیشمم قوی ترم همین قدم

جلوتون رپ کنم شما تحت تاثیر

قرار می گیرین چون من بی شک و تردید

از همتون بالاترم این حرفا رو بارها زدم

چون من با حرکت قلم می گم از شماها سرم

ببین دوس دارم واستون از شهرت بگم

آخه دقت یکم ببین خفت چقد ؟

فقط بشین کنار از آهنگ تو لذت ببر

...*...

اینو همه می دونن که من از همه سرم

من از همیشمم قوی ترم

Oh yeah!

اونایی که می خوان افت منو ببینن

بدونن قوی تر از همیشمم

ههه ههه ههه

اینو همه می دونن که من از همه سرم

من از همیشمم قوی ترم

اونایی که می خوان افت منو ببینن

بدونن قوی تر از همیشمم

قدرت تو دسته مث چرک دستا

تف به دشمن هرکی هرچی هست

او منم هرچی شاخه می شکونم و واسم زیادی دست رو دست

حالا بیا بگیرعکس از منو برو

بگو از ما شاخ تر ندیدی

اگه می خوای که شاخ حساب کنن تو رو

 بگو با امیر و نرگال پریدی

...*...

من از همیشمم قوی ترم دارم میام جلو

اول تظیم کن به این یکی بعد برو

چونکه نرگال و تتلو سلطانن اینجا

هیچکدومتون به پامون نمی رسین هیچ گاه

همه به تلاطم می افتن با حرکات لبم

چونکه از دهنم می یاد بیرون کلمات خفن

شما رو می کوبه زمین این کار منه

بابا رپ و بزار کنار اجباره مگه ؟

رپ مال منه اینه اخطار همه

که من وارثم نپس اموال منه !

شاخ رپ فارسی نرگاله نه تو

اینو همه می دونن پس انکارش نکن

همین روزا ما هفت هشت ده تا سرباز

اقیانوسی می سازیم که تو 100 تا هشت باشه(؟)

ماها قوی تر از همیشه چون پشت همیم

برین دعا کنین که یه وقت

 کشته نشین

...*...

اینو همه می دونن که من از همه سرم

من از همیشمم قوی ترم

Oh yeah!

اونایی که می خوان افت منو ببینن

بدونن قوی تر از همیشمم

ههه ههه ههه

اینو همه می دونن که من از همه سرم

من از همیشمم قوی ترم

اونایی که می خوان افت منو ببینن

بدونن قوی تر از همیشمم

...*...

امیر تتلو & مهران مستی 

غصه رو بی خیال

دور و وره تو پره از عشق و احساس

تو چشماتو وا کن و رفیق خوب و بشناس

اینو

 بدون که می گذره دو روز دنیا

بیا

 بخندیم

 ببندیم دل و به رویا

...*...

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

...*...

اینو بدونید

ما با هم می تونیم

پاک کنیم دلو از غم

از شادی بخونیم

بیا با هم بمونیم

ما با هم می تونیم

واسه گرمی دلا غم و بسوزونیم

...*...

وقت سختی

بدون یکی اون بالا هست

خدا

باهاته

نباید چشمارو بست

ناامیدی رو از دل بندازش بیرون

با اراده بکن خونه ی غم و ویرون

...*...

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

...*...

اینو بدونین

ما با هم می تونیم

پاک کنیم دلو از غم

از شادی بخونیم

بیا با هم بمونیم

ما با هم می تونیم

واسه گرمی دلا غم و بسوزونیم

...*...

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

غصه رو بی خیال

دست به دست هم بسازیم فردا رو

ما با هم می تونیم

زنده کنیم عشقو بکشیم غم ها رو

....*....

حسین تهی

آقا جون (ریمیکس)

 دل من غم داره توی محرم

نامحرمم آقا ،ولی باز تو محرم

به ما بودی و هستی بزرگوار

از کوچیک گرفته تا اون بزرگترا

من پوچم تهی ام جلو عظمتت

خدا بگذر از گناهم تو رو عظمتت

علی اصغر و فرو کردن نیزه تو گلوش

می گن مظلوم ترم هست غیر اون پس کوش ؟

دو دستت قطع شد آقا با مشک آب

اگه بودی پر می شد با اشک ما

تا که خاندانت نمونن تشنه لب

اگه بودم جون می دادم واست عشق من

مثل یارانت که بودن 72 تن

آقا الکی نیست می زنم حرفامو پر از

درد و غم و احساس خب من

توی وجودم دارم اعتقاد محکم

داره گریه می کنه حتی قلم بام

خدا

 من یه حاجت ازت دارم

هنوزم بالاست دستای طلبکارم

بگو گدای عباس علمدارم

...*...

بسته به یک موی تو ام

اگه تو نبودی منم نبودم

دست خودم نیست آقا جون

دوست دارم با همه ی وجودم

...*...

نمی دونم آقام حسین چرا اسمت می یاد

تو چشام اشکه و می شه عشق بت زیاد

تو بزرگترین  شهید سالاری

از رفتنت می گذه سالهایی

ولی هنوزم اسمت زندست آقا

خدا کنه یه روز بشه قسمت تا با

پاهای برهنه بیام به زیارتت

مث یه شب شعر بیای به دیارم که

تو رو تو خواب ببینم

می دونی هم اسمتم ؟

از پیش تو نمی خوام من هرگز برم

بزار نوکریت و کنم کنار مقبرت

شاید هنوز قابل نمی دونی اینه مصلحت

ما محرما می کنیم واسه تو سینه زنی

یکصدا می گیم حسین وقتی پیش همیم

آقا یه نگاه به ما کن بزار دست رو شونه ها

یکم سختی  رو بردار از رو دوش ما

راسیتش می ترسم هردفعه من

که منو تنها بزاری شب اول قبر

یه روز می یام پابوست حضرت من

همیشه ی خدا سینه زن اصغرتم

...*...

بسته به یک موی تو ام

اگه تو نبودی منم نبودم

دست خودم نیست آقا جون

دوست دارم با همه ی وجودم

....*....

حسین تهی & امیر تتلو

پیشی

پیشی پیشی پیشی بیا

پیشی پیشی پیشی ملوس خوشکل

ملوس خوشکل

پیشی پیشی پیشی دلمو کشته

دلمو کشته

پیشی پیشی پیشی ملوس خوشکل

ملوس خوشکل

پیشی پیشی پیشی دلمو کشته

دل منو کشته

...*...

دل منو چنگ می زنی و گربه ی خوش رنگ منی

تو با این دلبریات شیشه ی دلو سنگ می زنی

هه هه

کوچولوی ناز و بلا

ابرو کمون گیسو طلا

بگو چرامی کشی منو تو با عشوه و با صد تا ادا ؟

خوشکلی و عروسکی

آره آره آره تو تکی راستکی

شیطون ، نکن ملوسکی

آره آره آره تو تکی راستکی

وای که چقد بانمکی

آره آره تو تکی راستکی

دلمو بردی دزدکی

یواش یواش یواشکی

...*...

پیشی پیشی پیشی ملوس خوشکل

پیشی پیشی پیشی دلمو کشته

...*...

پیشی پیشی بگو ببینم می خوای عروسک خوشکلم بشی ؟

می دونی می ترکه چشم حسود هنوز اگه پشت هم باشیم

آخه همه حسودن ملوسم چشت می زنن نری تنهایی جایی

بدون تهی دوست داره

چرا می ری اونو تنها می زاری ؟

...*...

دخترک ورپریده مثل تو هیچ کس ندیده

چشای تو گولم زده و دل منو ارزون خریده

تو یار مهربونمی والا عزیز جونمی

با تو دیگه ماه نمی خوام آخه تو چراغ خونمی

...*...

خوشکلی و عروسکی

آره آره تو تکی راستکی

شیطون ، نکن ملوسکی

آره آره تو تکی راستکی

وای که چقد بانمکی

آره آره تو تکی راستکی

دلمو بردی دزدکی

یواش یواش یواشکی

....*....

امیر تتلو - اس. بی - نوید - کیا

عشق نو

من

می خوام

عشق نو

یه عشق تازه

...*...

همه چی یه خیال ساده بود و یه دنیای خامم

فقط سراب دیدم و بودم در جستجوی آب

این دل بی تاب من توی این مرداب

 چه شبایی گریه کردم بی تو زیر نور مهتاب

من موندم بازیچه ی دستان به ظاهر پاک تو

لعنت خدا به تو ، ذات تو و امثال تو

رفتار تو با من سرد شد کم کم مث دستات

می تونم خیانت و تشخیص بدم از طرز نگات

گفتن دروغ شده بود واست مث نقل و نبات

سردی و هر لحظه حس می کردم ازطعم لبات

امین امانت داره دلم بود دلش(؟)

ولی خیانت در امانت هست کاری بسیار زشت

خشت به خشت ساختم ساختمان عشق

زیبا شده بود زندگی مثال بهشت

ولی همه چی با کردار تو خراب شد

هرچی ساختم با دستت نقش برآب شد

حیف من که تو این بازی گول تو رو خوردم

و لعنت به این عشق نحس که تو عشق سوختم

الان تازه معذرت خواهی هست خیلی دیر

لعنت به تو که دل منو کردی اسیر

آره حالا پشیمونم از تک تک کارم

از اینکه قدم می زدم به یادت زیر بارش باران

که تو اوج سختی به یادت می شدم آرام

از اینکه تو رو شریک کردم توی همه غصه هام

که شبها خواب تو رو می دیدم

از اینکه در خفا عکس تو رو بوسیدم

از اینکه دوس داشتم تو رو در آغوش بگیرم

از اینکه تحمل نداشتم اشکاتو ببینم

...*...

مــــــن

وقتی تو عشقت غرق شدم گفتی بــــرم

چـــــون

می خواستی دلم و به پات مفتی بـــدم

فکر نکردی یهو بزارم برم

فکر نکردی مجبور بشی بگی به من

برگــــــرد

برگــــــــرد

برگـــــــــــرد

برگـــــــــــرد

آآه

می دونم چرا تو تاحالا با من موندی

چــــــــــــون

روی تابلوی قلبم اسمتو خوندی

آآه

آخه فهمیددی دوست دارم آخه تو رفتی

دلــــــمو قاطی بازیهات کردی باهاش ور رفتی

یاااادمه

چقد اشک ریختم برات

یه عالمه

مرده بودم همیشه برات

یاااااااااادته ؟

زندگیم و می ریختم به پات

عاشقت

بودم و می مردم واسه ی لبات

تو می گفتی عاشقمی

آشغال دروغگو

آره تو باعث شدی بشم این طور بی آبرو

حالا می فهمی چی بودم

می خوای برگردی پیشم

نه نمی خوامت

با اینکه می دونی می خوای برگردی پیشم

نه نمی خوامت

با اینکه می دونم بی تو دیوونه می شم

برو برو دیگه برو دیگه نمی خوامت برو گم شو

تو رو

تو رو دوست داشتم ولی از جلو م دور شو

...*...

منو زدی کمی زمین برو همین منو نبین

تنها ترین مرد شبم که بعد ازاین نمی زنم

تو بلدی منو زدن می گن خیلی خوبا کمن

من از یخ سردترم من از سگ کم ترم

اگه انتقام نگیرم

اگه رقبا ندیدن

دستت تو دست غریبس

پس من از رفقا شنیدم

ولی خیلی دیره عزیزم

اگرنه اشکی نریزم

فراموش بشی سریعتر

تو بازیم دادی ولی من

نقشتو نفهمیدم

نازتو می خریدم

ولی فک کردی غریبم ؟

که از جدایی ذلیلم ؟

من از خوابت پریدم به سمت بازیهات عمیقا

طعم تلخو چشیدم

ناامید شد امیدم

تو خوشی شدم تاریکم

در انتظار پاییزم

ابر چشامم باریدن

ولی تو رو من ندیدم

باشه عزیزم

می رم به سراغ عشق نو

امیدوارم که بعد مرگم منو نبینی تو

توی تنهاییا بدون من بیحالی می دانی

 الان گرمی ولی 2 روز دیگه اسممو می یاری

...*...

یکی و می خوام ضد تو

نره از پیشم

مثل تو

بیاره برام

یه عشق نو

فراموش کنم عشقتو

...*...

تهی & تتلو

زنجیر

تو می دونی که من بی تو می میرم

 نرو نرو پیش من بمون

بی تو صدام سرده

نرو نرو دوست دارم اینو خوب بدون

که من بی تو هیچم عشق من تویی تویی تو فقط تو

منو تنها نزار که نور شبهامه اون چش ناز تو

...*...

من بی تو من بی تو

مث تک درخت تنها می مونم تنها

 تو دشت غم ها و تنها بی تو می میرم تو شبها

من و تو من و تو

می تونیم با هم پرواز کنیم و

 نرو تو بزارعشقمونو با هم آغاز کنیما

من و تو من و تو

می تونیم بسوزونیم همه غم ها رو

نرو تو

تا روشن کنیم با هم همه شمع ها رو

...*...

ببین عشق من و تو مث زنجیریه که

هیچ وقت پاره نمی شه و پس می بینی که

این تصمیمیه که توی زندگیم دارم

تو همیشه باشی توی زندگیم با من

آخه اگه تو نباشی دلم تیکه تیکس

باید بمونی با من نبره تیغ تیز دست

تهی وقتی نیستی بد می شه بی کس

بعد تو نمی یاد تو دلم دیگه هیچکس

من از ته دل تو رو دوست دارم

دوست دارم

تا غرور احساسم واست پا گذاشم

چون فقط می خواستم با تو باشم

 آخه با تو همه غما باید واگذار شن

آره فقط تو رو می خوام و گوش کن و جونم

نزار دشمنا پشت ما موش بدوونن

چون نمی خوام ناراحت بشی از دست من

عشق من نمی خوام تو رو از دست بدم

...*...

بزار همه بدونن که عشق ما

 مث عشق قصه هاست و من تو رو می خوام و

 تو منو می خوای و هرجا تو بری من مثل سایه دنبالت می یام

بزار همه بدونن که بین ما دوری و دشمنی معنا نداره و من به جز تو قلب پاکو از هیچکسی نمیخوام

...*...

من بی تو من بی تو

مث تک درخت تنها می مونم تنها

 تو دشت غم ها و تنها بی تو می میرم تو شبها

من و تو من و تو

می تونیم با هم پرواز کنیم و نرو تو

بزار عشقمونو با هم آغاز کنیما

من و تو من و تو

می تونیم بسوزونیم همه غم ها رو

نرو تو

تا روشن کنیم با هم همه شمع ها رو

...*...

عشق من و تو مث زنجیریه که ....

گیره پیش تو این دل تنگ غم دیده

T&T

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 9:7 قبل از ظهر توسط صبا |

یاس & ساسان

راز

بیا دلت و بده من تا بخونم واسه ی تو

 می خوام بمونم من باتو

بدون تو به جون تو توروخدا نمی تونم

 بده به من اون دستاتو

بیا و بمون پیش من تا بخونم واست که تو رونمیتونن بگیرنت از من

می خوام به همه بگم تو رو دوست دارم

بزار به همه بگم عاشقت هستم

بیا با من

بمون با من

بخون با من

...*...

بیا تا من با تو

با هم

به همه بگیم

می تونیم من و تو تا آخرعمر با هم باشیم

بمونیم با هم یکی

بدون تو

 دلم

گرفته نمی تونم

می دونی که نباشی یه کلمه نمی خونم

بی تو حالا یه دیوونم

بیا این عشق یه راز بمونه واسه اونا

نزاریم کس دیگه بدونه رازمونو

بریم ما تا آسمونا

...*...

حالا که من موندم با همه ی وجود عاشق تو

واسه ی ادامه تو بدون این راشه (راهشه) ، که تو

واژه ی عشق و تو بچکونی سمت من

واسه ی رقیبا حاضرم به جنگ تن به تن

پس تو بیا بده دستتو

تا تو رو دیدم یهو دیگه شدم مست تو

پس به تو می گم بیا که من خسته شدم

درای دلم به روی همه بسته شدن

دست خودم نیست فقط تو رو می خوام

هرجا که بری آره مث سایه تو رو می پام

می یام دنبالت با پاهای پیاده

همیشه و همه جا من می مونم به یادت

...*...

بیا تا من با تو

با هم

به همه بگیم

می تونیم من و تو تا آخرعمر با هم باشیم

بمونیم با هم یکی

بدون تو

 دلم

گرفته نمی تونم

می دونی که نباشی یه کلمه نمی خونم

بی تو حالا یه دیوونم

بیا این عشق یه راز بمونه واسه اونا

نزاریم کس دیگه بدونه رازمونو

بریم ما تا آسمونا

...*...

آره منم باز

آره منم یاس

حالا که تو بامنی دیگه بال و پرم بازه

تو سرم رازه

که بدزدمت !

خدا کنه نبینم حتی یه روز غمت

تا تو رو دیدم بردی به اسارت دلم

وقتی با منی همه دارن حسادت به من

آخر این جمله رو به تو بزار من بگم

به همین خیال باش که بزارم برم

آره باز یاس داستان داره واست

خواست باز بات باشه آره واست

بخونه بدون تو هر نفس بمون

یه دونه نشو تو بحث عوض

...*...

 

یاس & ساسان

تو بیا

هنوزم شوکم از این عشق محکم !

نتیجه ی گفت و گوی با تو می شه لکنت

زیبایی سیرتت مثل صورتت می مونه و

گیرایی صورتت همه رو سر جا می نشونه

من و می کشونه به طرفت

خواستی

منو عاشق کنی رسیدی به هدفت

ولی تو رو قسم می دم به شرفت

که پیش قاضی نری یه طرفه

وگرنه عمر من و تو تلفه

...*...

حالا پیش من تو بیا

هو هو !

دیگه من و تنها نزار

حالا پیش من تو بیا

تو هم یکم دوسم بدار

حالا بدون تو نمی تونم من یه لحظه

باید تو بمونی با من بزارم دست تو دستت

آره بی تو

سرده دست خستم

پس تو

حالا پیش من تو بیا

دیگه من و تنها نزار

حالا پیش من تو بیا

تو هم یکم دوسم بدار

...*...

تو باید قول بدی که تا آخرش پام وایسی

منم قول می دم بشم کسی که تو خواستی

هی یاس !

همه ی حرفا رو زدی بدون کم کاستی ؟

هه

نه راستی !

از حرف دلم خیلی مونده که بخوام خودم و خالی کنم

می خوام بهت حالی کنم

که تو دیگه باید فقط باشی مال خودم

نزاری از نبود دوری تو ناله کنم

پس تو

می دونی چی می خوام حالا از تو پس اصل و :

روبه روم بشین و من و خوب ببین و

 عشق توی چشم واسه ی تو کرده کمین و

همه توی زمین و ما تو آسموناییم

اینو بدون عزیزم هنوز ما اول راهیم

واسه ی بودن با تو اون نوک پاییم

من واسه تو تو واسه من ما دوتاییم

...*...

 

 

یاس

ستاره ی قطبی

این منم

 یک مرد تنها

توی راه یک بیابون تاریک

تا چش کار می کنه ظلمات

راهم دوره

یا نزدیک ؟

تا کجا باید ادامه داد به این راه ؟

همه چی تاریک بالا سرم آسمون سیاه

این راه بس سخت و طولانیست

راه بلد این جاده فقط یکیست

زیر پام کمی امتحان می کنم فقط کمی خاک

واای ترسناک ترسناک

یه سری نقطه ی نورانی تو آسمون

چشمامو

 جلب می کنه به سمتشون

که بینشون یکی نورانی تره

که اون نور، نور ستاره ی منه

بهم امید می ده می گه بیا

انرژی حرکتم

شده زیاد

مثل اینکه باید

 به سمتش

حرکت کنم تا

بتونم

به کمک اون ستاره

راه خودم رو

 آروم آروم پیدا کنم

حالا قدمم و تند تند برمی دارم

راه سخت ولی دست برنمی دارم

در طی یه مسیر طولانی و دراز

روز رو در

 روبه روم

 می بینم

رسیدم به هدف وقتی نور رو دیدم

دویدم خطر رفت با یه شورش ابر (؟)

خستگیام شد رفع

با این حرف که بود

من بودم که پیدا کردم !

با خوشحالی رفتم به سوی نور

رفتم و بعد بهش گفتم با غرور

می دونم می یای باهام تا جاهای دور

تو تاریکی شبا چشمامو نمی کنی کور

هدف حرکت به طرف روشنایی

ولی حالا رسیدم به یه دوراهی

چپ و راسته کدوم و برم ؟

مسیر درست تو این 2 راه پیدا بشه

من که تونستم تا اینجا رو خودم بیام

قدم به قدم تو این مسیر نیفتادم به دام

حالا توی نعمت آزادم و رهام

تصمیم خودمه راهی رو که خودم می خوام

آره

...*...

سمت چپ ، چپ  ، خاک اون پره طلاست

ولی راه راست در مسیر ستاره هاست

نه ! من می رم به طرف طلا تا نخورم به تاریکی هوا

هم روشن ، هم زیبا طلاست

ولی ستاره همیشه تو آسموناست

برو بریم به چپ ، چپ

حرکت

محکم و پر استقامت

وای دوباره همه جا تاریک شد

ترس و وحشت و تیرگی نزدیک شد

زرق و برق طلاها کم کم از بین رفت

من موندم و پشیمونی

 اما چه سود ؟

پس کو اون شهر طلایی زیبا ؟

نمی توم پیدا کنم حتی یه راهنما

آهای کسی نمی شنوه اینجا صدام ؟

اون ستاره هم رفت دیگه پشت ابرا

دلم گرفت از این تاریکی مطلق

خسته شده ام دیگه ندارم رمق

آهای ستاره بیا بیا به کمکم

 می دونم ، می دونم اشتباه کردم

ناگهان غبار ابر رفت کنار

نور اون ستاره منو کرد امیدوار

انرژی حرکتم آره شده زیاد

چونکه به ستاره دیگه دارم اعتماد

حالا من دیگه می دونم راهم کجاست

 از این به بعد حرکت می کنم به راه راست

راهی که در مسیر ستاره هاست

راهش سخته خونه ی منو شماست

با یه موفقیت همه چی روفراموش نکن

نور خدا رو تو دلت خاموش نکن

دعا کن برو بگو خدایا شکرت

 تا اینکه خدا همیشه باشه پشتت

تعبیر این خواب من فقط یه چیز بود

تشبیه اون و خداوند عزیز بود

سمت چپ فقط تو مسیر جهنم

راه راست بهشت واسه روز رستاخیز بود

بیاین تا آخرش با اون نور باشیم و بس

بیاین تو زندگی دور باشیم از هوس

ستاره ی قطبی برامون باشه یه درس

برون

 از خودت

 اون شب نحس

چشماتو ببندی و باز کنی

می بینی که ته خطی واست چی مونه ؟

فقط اعمالته

 که طبق اون خداوند تصمیم گیری می کنه

پس همه برگردیم از سمت چپ

اسم خدا رو بیاریم روی لب

امید که ستاره ی قطبی برای ما

تو زندگی باشه یه راهنما

 

 

یاس & نیما

سخته

از تو گذشتن سخته

با تو نبودن درده

واسه من

زنده بودنم مرگه

بدون تو با عشقت

واسه من

وجود من مال تو

قلب تو ام مال من

عزیــــــزم

رفتن تو مرگ منه

دستای تو تو دستمه

نگو که باید جدا شیم

نبود تو نبودمه

بدون تو کم می یارم

تا پای جون دوست دارم

اگه تو از من جدا شی

امید موندن ندارم

...*....

واسه با تو بودن زندگیمو باختم

یه کلبه ای از عشق واسه ی تو ساختم من

عاشق تو بودم

عاشق تو هستم

درای دلم رو روی همه بستم من

...*...

زندگی تا الان همش بوده

عذاب و بس

یاد گرفتم که برم جلو

عصا به دست

حس می کردم که به انتها رسیده طاقت

خودمو رها کردم و زدم به سیم آخر

فکر می کردم تموم شده دیگه دوره ی پاکی

وقتی دیدمت فهمیدم تو این کره ی خاکی

می شه هنوزم دوست داشت و عشق نمرده

فهمیدم اینو که زندگیم چشم نخورده

من عشقو با تو می خوام چونکه تو دل بقیه مرد

این دل سادم شکست و بخیه خورد

بایدکه نور این دلم حالا

 بتابه رو تو

عوض نمی کنم با غریبه

 یه تار موتو

آدما دلمو شکستن و اینو یادم دادن

که دیگه خودم و قایم بکنم از عالم – آدم

می خوام بیای جون پناه دل خستم باشی پس

بی تو

می دونم زندگیم از هم پاشیدس

...*....

رفتن تو مرگ منه

دستای تو تو دستمه

نگو که باید جدا شیم

نبود تو نبودمه

بدون تو کم می یارم

تا پای جون دوست دارم

اگه تو از من جدا شی

امید موندن ندارم

...*....

من و تو با همه فرق داریم

اینو خودتم می دونی

اگه تو بری

می میرم

تو بگو که با من می مونی

دارم از چشمات می خونم که حالا منتظر یه مرده

مردی که همه احساساتش منحصره به فرده

همه دردای من توی بغض صدامه آره

داستان زندگی همچنان ادامه داره

ولی هه بسه تک و تنهایی ادامه دادن

می خوام منم بگم تو آسمون یه ستاره دارم

غرورو می زارم کنار پس بزار تو بگی

که مثل تو پیدا می شه

از هزار تا یکی

دل من بدجوری بی تابه

به خاطر با تو بودن

تو رو می خوام با تمام

وجود و تارو پودم

می دونی کلی منتظر موندم تا شبی که بم بگی

از اینجا به بعد تویی واسم شریک زندگی

پس حالا می یاد روی زمین قلم یاس

بی تو دیگه واسه من پایان کلمه هاس

...*....

واسه با تو بودن زندگیمو باختم

یه کلبه ای از عشق واسه ی تو ساختم من

عاشق تو بودم

عاشق تو هستم

درای دلم رو روی همه بستم

من

 

 

صادقی & یاس

گفتم نرو

گفتم نرو

پرپر می شم

گفتی می خوام رها باشم

گفتم آخه

عاشق شدم

گفتی می خوام تنها باشم

گفتم دلم ؟

گفتی بسوز

گفتم یه عمری باز هنوز ؟

گفتم پس عمرم چی می شه ؟

گفتی هدر شد شب و روز

وااااای دلم !

من که به تو گفتم که خسته و کوفتم

تو بیا دستمو بگیر نزار رو زمین بیفتم

من یه عاشق شسته رفتم

که با دیدن تو شکفتم و شبا رو به یاد تو خفتم

گفتم تمنا می کنم وقت بده تا می تونم خودمو توی دل تو جا می کنم

گفتم می تونم می خونم با تو میزونم ویرونم

واست دیوونم بی جونم اینم می دونم خاتونم چیه درد تو

و واسه همینه که می خوام بشم مرد تو

اونی که بد کرد به تو

فقط زد

یک

 گوشزد به تو

که هیچکی نداره تو دنیا حس من به تو

چه فایده ؟

که توی سینه ی تو سنگ بوده به جای دل ؟

گفتم آخه

داغون می شم

گفتی به من خوش می گذره

گفتم بیا

چشمام به تو

گفتی اخه کی می خره ؟

گفتم مرا جنس می دیدی ؟

گفتی آره بی قیمتی

گفتم یه روز

 کسی بودم

با من نکن بی حرمتی

گفتم صدام می میره باز

گفتی به درد بسوز بساز

گفتم حالا که پیر شدم ؟

گفتی که از تو سیر شدم

گفتم تمنا می کنم

گفتی می خوام خردت کنم

گفتم بیا بشکن تنو

گفتی فراموش کن منو

گفتم تمنا می کنم

گفتی می خوام خردت کنم

گفتم بیا بشکن تنو

گفتی فراموش کن منو

گفتی فراموش کن منو

گفتی فراموش کن منو

 

 

یاس

مــــرگ

پامو از خونه گذاشتم بیرون

مغزم از وسوسه های شیطانی شده بود ویرون

می گفتم تا به یه نتیجه ی درست نرسم برنمی گردم

اگه نتونم از پس این زندگی بر بیام نامردم

خیابونای خلوت خالی از جمعیت

خودم بودم فقط

بی پول

  ذهنم مشغول

قسطای چند میلیونی دور و بر من کمین کردن عین غول

حرفای شیطون دلم و قلقلک داد

می گفت :

این همه کار پسر

تا کی می خوای بشینی تو دربه در ؟

دزدی و قاچاق کن هرچی دلت می خواد بخر

یه چیزی توجهم و به خودش جلب کرد

یه نور قرمز و آبی توی چشام سوسو می زد

جمعیت زیادی رو دیدم

رفتم

به جمعیت رسیدم

دیدم

کسی روی زمین افتاده بود که روی اون

 یه پارچه ی سفید کشیدن

از چند نفر پرسیدم

کنجکاو شده بودم

می گفتن

هنگام سرقت از بانک

بهش شلیک شده

نقاب رو از صورتش درآوردن

....*....

واسه همه این چهره بود

 ناشناس

 ولی قیافش واسه من آشناست

اه ... آره ...

آشناست

 یکی دو تا کوچه بالا تر از ماست

ولی توی محله همه داشتن از این گله

یکی دل خوش از این جوون نداشت

هرکی به یه طریقی ازش شکایت داشت

حتی خود من یا دوستای من

این پسر برامون داشت حکم یه دشمن

یه بار به زور چاقو پولام و ازم گرفت

کارش این بود

دزدی -  دعوا- آزار و اذیت و خف

فراری از مدرسه ها بود و

همش دنبال سیگار و دود و

پای یه چشمش کبود و

فکر  پولای نامشروع و صعود و

 نسبت به پولدارا حسود بود و

 هرچی تو گوشش گفتن که این کارا آخر نداره سود

 بیفایده بود

....*.....

نباید در حین زندگی یا مرگ

 لعنت و نفرین مردم رو برا خودمون به یادگار بزاریم

در گذشتگانی داریم که سالها و قرن ها از مرگشون می گذره

ولی هنوز اسم

 حرف

 شعر

 کار و اعملالشون

 تو ذهن تو و منه

افتادن به یاد مرگ خودش نوعی عبادته

چون آدم

 به این فکر

 می افته

 که این دنیای مادی بی ارزشه

و فقط یک وسیله یا یک باجست

که میری بلیط میخری

 برا فرود به یه دنیای دیگه

هرچی خوردی مال مور

هرچی بردی مال گور

هرچی داشتی مال وارث

هرچی کردی مال توست

مرگ برای من کلمه ی ترسناکیست

چون من گناهکارم

این دنیا رو دوست دارم

هنگام مرگ فقیر و پولدار

معصوم و گناهکار

هیچ فرقی نمی کنه

 فقط کسی که اون بالاست

 می دونه که چگونه

 روحت و از جسمت به راحتی جدا کنه

اگه مرگ و دک کردی و طبق این درج زندگی کردی مردی

...*...

Yas

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 9:3 قبل از ظهر توسط صبا |

فلاکت ، تــتلو ، پیشرو

چشمام ندید

ببین عزیزم ، قصه ی من و تو فقط یه بازی کودکانه بود و بس . حالا اگه من بی تو زندم ، منوببخش

 

من امشب فکر می کنم که دیگه می میرم

واسه اینکه تو رو من از دست دادم

می خوام بگم پشیمونم از رفتارم

من ،من تو رو عذاب از قصد دادم

این چشمای من می باره هروقت یادم

می یاد اون شبا که بودیم هرشب با هم

قلب منو راحت کردی سرقت بازم

خاطرات و ورق بزن امشب با من

گل نازم ، گل نازی این زندگیم شده بازی

رفتی تا ابد به خواب و نامت مونده یادگاری

صدای فریاد ما تو شبای ما می شکونه سکوت شبو

هروقت ناراحت من بودم می بوسیدی روی منو

یادت می یاد چه شبایی قدم زدیم با هم ؟

یادت می یاد چه شبایی می خندیدیم با هم ؟

یادت مییاد چه شبایی که تو قهر میکردی تا من

با شاخه گل بیام پیشت بگم بمون با من ؟

ولی یادم نبود آدما هم یه روزمی میرن و

 باید امشب به سوگ تو بشینم و

تصویر چهره ی ماهت رو نگاهم مونده ثابت

بیا با تصویر ( ؟) صدام کن از پشت قابت

...*...

با هم بودیم یه روزی ولی نفهمیدم

تو رو می دادمت بازی من می خندیدم

اما وقتی رفتی تازه فهمیدم

بی تو نمی تونم باشم

 من می ترسیدم

تو خیالم می بینم کنارت نشستم

دارم می گم عزیزم عاشقت هستم

ولی تو بهم می گی غمگین و خستم

چون تو خیالت فقط من با تو هستم

...*...

ببین عزیزم

حالا که رفتی فهمیدم دوست داشتم من

کاش دم رفتنت رو صورتت بوسه می کاشتم

تب دستات رو تنم مونده یادگاری

تو به من قول داده بودی تنهام نمی زاری

توی خواب من همیشه با منی

وقتی بیدارم می شم یه آدم آهنی

عکست رو دیوار اتاق حرف می زد

چشمات

به من می گفت بیا نزدیکم

بازم حس کردم دوباره کنارمی

از این می ترسیدم یه وقت پیش خدا نری

ولی رفتی ودیگه واسم نمونده چاره

جز اینکه بمونم با این قلب پاره

...*...

با هم بودیم یه روزی ولی نفهمیدم

تو رو می دادمت بازی من می خندیدم

اما وقتی رفتی تازه فهمیدم

بی تو نمی تونم باشم

 من می ترسیدم

تو خیالم می بینم کنارت نشستم

دارم می گم عزیزم عاشقت هستم

ولی تو بهم می گی غمگین و خستم

چون تو خیالت فقط من با تو هستم

...*...

شاهین چشمای تو به من دروغ نمی گه هیچ وقت

یه آدم مرده ای واسه ما بدون نیشخند

تو به من گفتی خاموش شده فانوس عشقم

حالا که اون مرده چرا می گی نابود و تشنم ؟

آخه کدوم خدایی گفته که آسوده بشکن ؟

ببین فضای خونه چقدر آرومه امشب

دوس دارم از آسمون بباره بارون بیشتر

ولی رفیق به من نگو که آلوده نیستم

چون چهرت خیلی داغونه بنگر

به خودت

چون نمی بینی جادوی بهتر

اگه خودت نخوای نمی میری با روح محکم

که بگی آرامش شبو کابوسه پرکرد

تو فصل زندگیت وکردی پاییز پردرد

مسیر زندگیت یه راه تاریک و پرخم

من خواستم عوض بشم تو یه ثانیه بردم

وگرنه تو زندگیم بدون قافیه مردم

...*...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 10:5 قبل از ظهر توسط صبا |

یاس & هیچکس

کمک

بعد این همه مدت فهمیدین که ما

خودخواه نیستیم کمک هست به جا

لحظه ها سپری می شن پس بزار

هم صدا کنیم با دشمنی وداع

چونکه همین یه بار دوران نفرت سال( ؟ )

می کشم که باز بگم بهش ببار

اینو بدونیم بدون اینکه بمونیم

 بمونه این یه حرف

تا وقتی که زمین می چرخه :

کمک به هم نوع واسه ی چی سخته ؟

همه برپا از جا دست هم و بگیریم و

 به جا اینکه بشینیم و نگاه کنیم ببینیم و

که ما داریم اما واسه کس دیگه کمه

درسته گرگیم اما مث اینکه تن پوشه

کسی رو که لیاقت داره بهش کمک کن

خدا ریاست داده کمک کن مردم

...*...

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند

...*...

اگه 60 مرد شرخر دست به دست شن

پرپر کنن من دربه در شم

800 مسلسل هس تو دستم و صف بند دشمن من نترسم

از بس که من بد سرنوشتم

هرکس که من دستش گرفتم

با خنجر بزد محکم به پشتم

لعنت به من دوست بود یا دشمن ؟

اما معما این جاست

 که هرکس ازم باز کمک خواست

 من 100% هستم

مثل سنت نسلن د نسلم

واسه اونایی که خستن - بی مسکن

واسه فراموشی از باده مستن

توی مشکلات  اصلا بم وصلن

از دردتو از غم شکستن

...*...

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند

...*...

تازه واشه حاضر واسه سازه تازه

تاسه باشه واسه گوش ناز کاستا که کمک شد در

To Bad نگن

کمک شد بد (؟!!)

که ماها خودخواهیم گوش کن پس

ما شدیم خسته بس از دست شخص ناسپاس که یأسه

عاقبت کسایی که بزگ شدن به دست یاس و هیچکس که

راه و رسم ارزش دادن به بخشش رو یاد دادن

حالا می خوایم به حاشیه بریم

بحث عوض شه هست غرض که بگیم هست مرض

 که ماها نمی تونیم رپ و به سادگی ترک کنیم

از هرقومی مردمی دوسمون دارن نمی تونین ما رو طرد کنین

ببین امید تو دل ماست

بس کنین که بتونین مارو از عشقمون طرد کنین

حرف ما رو بشنوید و از بر کنین

به جای اینکه بخواین مارو دلسرد کنین

                                                           ...*...      

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:2 قبل از ظهر توسط صبا |

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

 

وز شما پنهان نشاید کرد سرّ می فروش

 

گفت آسان گیر برخود کارها کز روی طبع

 

سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

 

وانگهم درداد جامی کز فروغش بر فلک

 

زهره در رقص آمد و بربط زنان می گفت نوش

 

گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور

 

گفتمت چون در حدیثی گرتوانی داشت گوش

 

با دل ِ خونین ِ لب خندان بیاور همچو جام

 

نی گرت زخمی رسد آبی چو چنگ اندر خروش

 

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

 

در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید

 

زآنکه آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

 

بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست

 

یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

 

 

ساقیا می ده که رندی های حافظ فهم کرد

آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوی

 

 حـــــــــــــافظ

 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط صبا |

 

من دیوونه نیستم

 

دیوونگی زده به سر من که من شدم پسر غم

پدر من یکمشم با من راه نیومد

پسر اگه به من بگن بجنگ واسه زندگی بی درنگ

میگم تو هم چشمات و ببند و به همه چی بخند

منم قید آدم نماهای این جنگلو زدم

بودم یه سرباز خدا ولی بی سنگر و هدف

میشکنم مهد زندگیم و بی شرفم من آره

قلب من با یه سایه نشده پاره

 ناله کاره منه با سایه ها

 با مانع ها

نمی شه روبه رو شد و حال من خرابه

چرا آخه بدن من داغه؟

ردپای من نمی مونه رو زمین و همین و نمی دونم و دلیل و می پرسم از خودم

 رضا  نگاچرا دنیا ضد توء

 به ما بگو چته

یه نفرم نمی پرسه این سوالو که مایله

منو ببینه و نوازش کنه آیینه می گه رضا تو مردی

حادثه سراغم نمی یاره

...*...

مشکل دارم پدر بندازم رو بت؟

(سروش)مشکلی نیس پسر همه چی خوبه

(رضا) مشکل من پدر غم غروره

(سروش) مشکلی نیس پسر همه چی خوبه

...*...

خدا فقط بلدی الکی درحدی فرجی کنی که هیچ مرضی الکی مددی نداره

تویی که قانون این بازی رو گذاشتی بازنده منم

به بارون چشام قسم شکایت صدف اینه:

مروارید چرا باید تو دلم زندانی بمونه؟

رضا هنگامی بخونه که سیره از زندگیه

بزار بگم عین کیه

مروارید که میگه زندانیه خوده رضاست و پیشرو

 یه حیوانیه که هیچی سرش نمی شه

دیوانه ی روانیه علاقه داره به حوالیه مخت آسیب برسونه

 با حرفایی که می زنه

خدا اونو شفا می ده؟

خدا این تلافیه گذشته ی بده منه؟ کم به سر من اومده که دردسر پهلو منه؟

شیر مادرم حروم اگه تقصیر منه

تو منو دیوونه کردی و هرکی و دم دست بود به سمت من فرستادی

قبلشم چیزی نگفتی

...*...

مشکل دارم پدر بندازم رو بت؟

(سروش)مشکلی نیس پسر همه چی خوبه

(رضا) مشکل من پدر غم غروره

(سروش) مشکلی نیس پسر همه چی خوبه

مشکل دارم پدر بندازم رو بت؟

(سروش)مشکلی نیس پسر همه چی خوبه

(رضا) مشکل من پدر غم غروره

(سروش) مشکلی نیس پسر همه چی خوبه همه چی درست می شه

(رضا) نه واسم چه فرقی داره ؟ منم دوس دارم که زخمای دلم سطحی باشه

دیگه فروتنی هم واسه خودش حدی داره

سروش تو بهم بگو که باشم تو مسیر تا کی؟

فکر می کنم که خدا هم رو من یه قصدی داره

که این جوری تاکرده و بهم مستی داده

(سروش) اما نه پسر تو دیوونه نیستی پاشو

(رضا) باکی احساس راحتی کنم حتما با تو ؟

دنیا مال  من می شه که بگیرمش تو دست؟

این همه رنج پدر احترام کو پس؟

با اون که می دونی با این همه ؟؟؟؟؟؟ که دارم

ولی نمی خوای من دنیای خوبی داشته باشم

(سروش)من به فکرتم میفهمیدی کاش یه بار

(رضا) سخته داشته باشی این همه مشکل و بخوای

(سروش)صبر کن پسر تو مشکل ندیدی هستی اول را

 فکر کردی الکین پسر همه ی عربده هام؟

...*...

مشکل دارم پدر بندازم رو بت؟

(سروش)مشکلی نیس پسر همه چی خوبه

(رضا) مشکل من پدر غم غروره

(سروش) مشکلی نیست پسر همه چی خوبه

...*...

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 9:42 قبل از ظهر توسط صبا |

موندن تو هر راهی شرط اوله

 ولی مواظب باش که هدفت یه هو هرز نره

ما باید ادامه بدیم هنوز چون امید هست

بدون اون نمی رسی به جایی تو هیچ وقت

اگه بشه اشکای شبونم کلماتم پس من

گریه می کنم اشکام بنویسن از من

من روپام وایسادم الان پشتمم گرمه

از خوندن من دست دشمنم سرده

قصه ی موندن و رفتن یه اسم کهنست

 هرچند کار ما گذشته از قصه گفتن

من مثل قفلم که کلیدی نداره به رپ

قفل شده روح من

با یه حس محکم

بزار بهت بگم که آخر این راه مرگه

تو نمی تونی تصمیم بگیری به ترکش

من دارم یه ارزش

 که دلم چه پر درد

راه جلو می بره

نمی رم به بن بست

…*…

با ما می مونی بازم می دونی بامن

می خونی بمیر یا بمون

اگه اومدی تو جاده ی رپ پسر حرفم و گوش کن

بمیر یا بمون

نگاه قصدم و پینه های دستم و به خاطر رپ فارس

بمیر یا بمون

اگه اومدی تو جاده ی رپ پسر حرفم و گوش کن بمیر یا بمون

…*…

موندن و رفتنم

 می دونی جوابه سواله معلومه از خوندن هرورق

حسه تو صدامه که می گه بمون یه جفت چشم توی آینست که می گه بخون

چون من مال این بازی ام رپ من و بزرگ کرد

که روز به روز دارم می شم باهاش بزرگتر

نمی زارم که راحت بره کارم به هر سمت

دست نمی کشم تا نرسه بارم به مقصد

اگه رپ و می خوای بشنوی مثل همه تشنمی

بپا کار و کش ندی

بری بگی بهتری

از من فرضا باطله عرض تو من نمیدم

 دیگه این میکروفن غرض به تو

می تونی گوش کنی داش یکم فازشو ببر

 بیا پیشم بگو" جی.وی" بگو رازشو به من

 دیگه حاضر شو پسر باید بری عقب تر این اهنگ و خوندم تا که بری به جهنم

…*…

با ما می مونی بازم می دونی با من

می خونی بمیر یا بمون

اگه اومدی تو جاده ی رپ پسر حرفم و گوش کن

بمیر یا بمون

نگاه قصدم و پینه های دستم و به خاطر رپ فارس

بمیر یا بمون

اگه اومدی تو جاده ی رپ پسر حرفم و گوش کن بمیر یا بمون

 

7 th Arena Band

Bahram - jay.v

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط صبا |

برید به ادامه مطلب برای چند تا تکست اون پایین هم از یاسه!

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 6:27 بعد از ظهر توسط صبا |

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط صبا |

سلامممممممممم!ممکنه این آخرین آپ من تا عید باشه!قدرنشناس ها!

 قدرمو ندونستین منم دیگه آپ نمی کنم تا دلتون بسوزه!! (نه بابا ؟! من کارت ندارم دلمم نمی یاد بخرم و  بیتا رفته منم دل و دماق این قرتی بازیا رو ندارم!این سوسول بازیا به من نیومده ولم کنین!)

مرسی از کسایی که سر زدن!ممنون!و من قالبم ایراد داره (پیوندا رو نمی یاره!)برای همین شاید عوضش کردم بعد حتما لینکتون می کنم!یه سوال : چرا من بازدید کننده ی دختر ندارم ؟!!(توش موندم! آخه مگه من چه گناهی به درگاه خدا کردم که هرچی پسره می ریزه تو وبم ؟!!(بابا شوخی کردم جو نگیرتت! این عذابای الهی !....چه عذابی بالاتر از اینکه یه پسر به من بگه وبت قشنگه؟!! بابا یه دخترم بیاد !دپرس شدم!(شوووخی کردم ناراحت نشینا! من دیگه عادت کردم!چه کنم دیگه؟! سرنوشته !(حاملان سرنوشت !)راستی نمی دونم چرا هرکس که می خواد منو لینک کنه چرا می نویسه حاملا سرنوشت! این "ن " بیچاره یادشون می ره!(اشکال نداره!فدای سرتون!نوبت من هم می شه! واای تکسای پایین پر اشکاله!خب چیکار کنم نمی فهمم چی می گن بعضی جاهاشو! دیوونه شدم!اگه شما می فهمین بهم بگین!)

راستی توی ادامه مطلب متن شعر از یاس و هیچکس براتون می زارم:

اصلا از یاس

و

بی تو دیگه نه اصلا(یاس و آمیین)

گفتم نرو(یاس و صادقی)

هانی(یاس و آمیین)

صلح تویی(یاس)

نسل ماست(یاس و مسیح)

 

 

اختلاف(سروش)

باهم(سروش)

و

منم همین طور(سروش)

( منم همین طوردیس 0912 به دست سروش هستش که جوابشم می زارم برای جوابه سروش   ، 0912  یه آهنگ خونده که به نظر من قشنگ نیست!اصلا به جای اینکه جواب سروش و بدن رفتن  شعر ...خوندن!....آخه کسی به پای سروش نمی رسه!)

 

ادامه مطلب و بزنین بی زحمت و اگه تو تکست ها اشکالی بود بهم بگین!(ممنون می شم!)

ناراحت که نشدین ؟!

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 6:19 بعد از ظهر توسط صبا |

 

 

تالار وحشت

در را به روی وحشت باز کن !

به تالار وحشت خوش آمدید THE NIGHTMARE ROOM                                       

!  ادامه مطلب دستتو می بوسه

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط صبا |

سلاممممممممممم.خوبین؟!! چیکار می کنین؟!(به خودت چه !)به من ربط داره!ا ! با من یکی به دو نکن!خلاصه به من ربط داره! خیلی هم ربط داره!(چون شما خواننده ی منین!!)مگه نه ؟! راستی !(راستی چی؟!....ا !امان از این آلزایمر !یادم رفت چی می خواستم بگم!) بیتا : وای به من حسودی کردن !داشتم سه ساعت مینوشتم بعد نیگا کردم دیدم انگلیسی نوشتم مجبور شدم پاکش کنم. راستی چی؟ حال ندارم ...میخوام برم .همین صبا : خب یادشون رفت شکر خدا! راستی !هرکس می خواد تکست برداره (بعید می دونم!)ذکر منبع یادش نره!یادشم رفت اشکالی نداره!مهم نیست!فدای سرش ! حالا دفعه ی دیگه! حلالش کردم! و همین طور هرکس خواست تکست ها رو بخونه اشتباهای منو بگیره!چون بعضی هاشو از خودم نوشتم نمی دونم درسته یانه! بیتا:اوه ه ه ه ه ه ه ه ه ه !صبا خانم افتخار داد من بنویسم توی وبش !آخ جون ! خب چی بنویسم؟راستی اسم بعدی کتاب دارن شان(بعد از بک)چیه؟اومده یا نه؟ صبا : یه چیز دیگه : ....چی؟!........خب........ا ........ولش بکن بابا غلط کردم! راستی !!! برید کتاب !!! بیتا رو بخونین! داستان عاشقانه ی دنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــباله دار سکوت!باحاله! خدا !چی می خواستم بنویسم؟!....... ها! یادم اومد!(تخم مرغ بشکنین!اسفند دود کنین!هوووووووووو!) میخواستم بگم که ........یه دقیقه صبر کن!...باور کن یادم می یادالان! می خواستم بگم که فرض کنین رپرها رو گرفتن !(همشونو!)خب حالا به جای اینکه نفس راحت بکشی به حرف من توجه کن!زود باش ! آها ! رپرها رو گرفتن و همشونو توی یه سلول (بزرگ!نه کوچیک!) انداختن!همه رو با هم!دوست و دشمن! کوچیک و بزرگ! مغرور و ساده! تا خودشون به قول بیتا کلک خودشون و بکن! حالا اونا چی کار می کنن؟! روش فکر کن! . . . . . . . .نه بابا دعوا ؟! خونریزی؟! نه ! اونا این کارا رو نمی کنن!نصفشونن یه طرف و نصف دیگشون یه طرف دیگه می ایستن!اونوقت : دیـــــــــــــــــــــــس شروع می شه!این وری ها اون وریا رو دیس می کنن اون وری ها هم ....خب مسلما جواب می دن!خب دیس این رپرهای (....ببخشین ، شرمنده ، روم به دیوار ! ، ببخشین !)این رپرهای بی ادب این زمونه!پر از فحش و ناسزا و این جور چیزاست!(مخصوصا ....!)ولی اون گوشه ...اون کناره ...نگاه کن ...اون طرف!یه نفر وایساده و و دیگران و دیس نمی کنه!اون فرد کسی نیست جز: یـــــــــاس! آره چون ایشون نسبت به بقیه ی رپرها واقعا بسیار بسیار با ادب هستن!ایشون داره می گه : برادرا !زشته!همه ی ما ها سربازای زیر پرچمیم!ایشون و یکی از حاجی ها !(یه سرباز !)می یاد و نجات می ده از تو این سلول و بقیه هم چنان به کار خود ادامه می دهند تا .... وااااااای !زمین داره می لرزه!آسمون چرا این جوری شده ! واااااااااااااااااااای !کوها دارن حرکن می کنن! وااااااااااااااااااااای رپرا لطفا بس کنین!

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط صبا |

بذارین بکشمش

بیا به تو نشون بدم چی کار کردی سیاه

بخت و همه رو بیمار کردی اونا رو آشنا به حشیش وسیگار کردی چرا ؟

آخه باهاشون تو این کار و کردی

بیا ببین

 جوونای سرنگ تو دست اینا همه کارای توء رضل پست

پول بدجوری به دهن تو مزه کرد ؟

 زجرکش کنی جوونا رو تو  رضل پست ؟

عزم جزم بگم اینه اصل حرف

 نسل من از امثال تو خسته هست

ترس من هست از نسل بد

این طوری بریم جلو وطن می شه ورشکست

یه مشت از آدمای خمار بدبخت

 گیر افتادن تو چنگ تو مار 7خط

می گی می تونن برن بالا ستاره شن ولی حلق آویز می شن اونا به دار شهر

جای دلسوزی که بگی اونا چه کاره شن

تو فضایی ولشون می کنی به نام شهر

به نام حق وقتشه که پا بشم

با دفتر و قلمم می پوشم لباس جنگ

بذارین بکشمش !

از خماری بلرزن ؟ بدون نمی گذرم ازت حتی یه در صد

رفیق میکروفن و بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

بذارین بکشمش !

از خماری بلرزن ؟ بدون نمی گذرم ازت حتی یه در صد

رفیق میکروفن و بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

بیچاره پدر و مادرایی که سینه سوختن

 بچه هاشون خودشون و به چی فروختن

مادرش می گه ای کاش تو شکمم می شد سقط

 تا که بشینه جلوم بشینه و بشه آینه ی دق

خواهر و برادر خمار و دربه درن

 درد و بلاتون بخوره رو فرق سرم

خط پیری روصورت مادر افتاد که چی؟

 که امروز تو واسه اونا معتاد بشی؟

نه بازی می کنم برات فیلم آیین عبرت نه پند می دم

 بگم راه و چاه اینه هی من

فقط می گم دیدی با تو چی کار کرد جونتو پولتو با روحت و شکارکرد

نوکران شیطانن اینا روی زمین توی کمین که بکوبنت روی زمین

اولش فرشتن و آخرش یه جلاد

من از شرشیطان پناه بردم به ا

اینو بدون هرکی ساخته شده بهر کار

یه لجنم می خواد به تو بده زهر مار

ظلم کردی به خودت پس بزن داد

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

بذارین بکشمش !

از خماری بلرزن ؟ بدون نمی گذرم ازت حتی یه در صد

رفیق میکروفن و بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

بزارین بکشمش !

از خماری بلرزن ؟ بدون نمی گذرم ازت حتی یه در صد

رفیق میکروفن و بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

کاری کردی اونا از خماری بلرزن بدون نمیگذرم  ازت حتی یه درصد

ساشا میکروفون و بده به دستم

دیوا نه وار بخونم و برم به هر سمت

چرا اینکار و می کنی خیلی مشکل کمه؟

که اضافه می کنی به این پشت خم پدر و مادرایی که با خون جگر بزرگ کردن بچه هاشونو خاتون و پدر

و کانون گرم خونه رو تو می پاشی از هم

والدینشونو تو می کشی از غم

سابقه ی بازداشت و پاسگاه

خوبی بد تو دادخواست تو دادگاه برات عادت شده بازخواست  ودادخواست که سر هم میکنی داستان چه آسان

""لعنت به پول که هدف راهته اون دنیا بر علیهت منم یه شاهد

دعا کن نبینی منو فقط تو راهت که می کشمت به خدای احد و واحد""

بذارین بکشمش !

از خماری بلرزن ؟ بدون نمی گذرم ازت حتی یه در صد

رفیق میکروفن و بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

بزارین بکشمش !

از خماری بلرزن ؟ بدون نمی گذرم ازت حتی یه در صد

رفیق میکروفن و بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

YAS

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط صبا |

سوتی ریاضی فوتبالی ها در آلمان و ایران

 

رودگولیت :   99% بازی دست ما بود اون 3% باقیمانده باعث شد که ببازیم !

رودی فولر:   سه سه تا می شود 6 تا ، راستش را بخواهید دوست داشتم شماره 6 باشم.

تورستن لگات:    شانس ما 70به  50   است!

کوین کیگان :    آلمانی ها فقط یک بازیکن زیر 22 سال دارند ، اون هم 23 ساله است!

توماس شاف:    اینجا باید 1000درجه بچرخیم.

دراگوسلاو:   چیزی که رودی بومر در طول 800سال زندگیش نشان داد بی نظیر بود !

 

علی پروین :   80% کار تیم ملی انجام شده و فقط 30% دیگر باقیمانده !(قبل از بازی های آسیایی 19990:پکن)

 

امیر قلعه نوعی : 360 درجه تغییر مسیر دادیم (بعد از جام ملت های آسیا ــــ 360 درجه یعنی جایی که روی آن ایستاده ایم )

 

مهندس علی آبادی و حبیب کاشانی : تیم باید با تاکتیک 3ــ4ــ4 بازی کند.(یکی در جلسه با مسئولان فدراسیون فوتبال و دیگری در تلویزیون سال های 85 و 86)

 

علی پروین :  انصاری فرد بازیکن خوبی است که می تواند در 4 پست بازی کند !

 

منبع : روزنامه ی خبر ورزشی

 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط صبا |

"به دنیا خوش اومدی "

 

یکی دو روزیه که چشمات به آفتاب

 باز شدن حالا دیگه شروع داســـــــتان تواه

مادر و پدرت مثل پاسدار دیگه دور و بر توان و چشم به آسمان

می گن اینا که بچه سالمه تو دورش کن از هرچی ظالمه

گریه می کنی می دونم من

 شیر بهونست اشک تو واسه وروده به این زمونست

تو 9 ماه و توتاریکی سرمی کردی

 بدونی کجایی همین الان بر می گردی

تو  فردا دریای دردا رو دریاب تنهای تنها هستی تو بدون اینو پس

تو وقتی رفتی به سمت سختی تو درگیر هستی تو دست تقدیر و بعد می فهمی

 فردی زخمی

غمگین

تسلیم هستی

 بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی

بیا تا بخونه این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی

 اگه پسری بابا می گه این عصای دسته

اگه دختری می مونی توی فضای بسته

حرف یاس حالا به حقایق وصله تولد تو فقط واسه بقای نسله

پس بهت همین و می گم و می رم که اینه رسم زمین بی رگ و بی رحم

یه چیزی داری می بینی ومی گی عالیه اینجا عصر آدمای دیجیتالیه

هر کی می یاد واسه کمکت دست بگیره فردا می خواد چند برابرشو پس بگیره

گریه ها واست همه واسه ریاست

دوستی که اهل گریه.... داشت پیاز پوست میکند ........

می خوایم گلوی هم و با حرص بدریم انگار از همدیگه طلب داریم ارث پدری

تو نمی تونی چیزی بگی بابایی بدونه

گریه کن تا مامان واست لالایی بخونه

بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زنـــدگی

بیا تا بخونه این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی

من و ببین

 که پر حرفه چهرم

گلوم می سوزه ازمزه ی تلخ شعرم

گوش بده حالا که توی اوج حرفیم

به خدا نمی خوام بدم به تو موج منفی

ولی

 بدون خیلی زود پیر می شی

 توجه کن که خیلی زود دیر می شه......

عاقبت تولد تو اجله می دونی ؟

چرا واسه بزرگ شدن عجله می کنی؟

معصوم و زیبایی با دل پاک داری امید

مثل ماهی قشنگ تو آکواریمومی

تو کاش بتونی

 تو پاک بمونی وجود خودت و ذره های خاک بدونی

 چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک به دنیا امدی

حالا شناسنامه داری

توی دنیای پر درد و خشونتی

ولی حالا که اومدی پس خوش اومدی

بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی

بیا تا بخونه این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی

…. YAS

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط صبا |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط صبا |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط صبا |

بنام تک اهورا

اگر ستاره بودم ...اگر فقط کمی جای یک ستاره درآبی بیکران می زیستم....به بشر می خندیدم ، آه ها و ناله ها را بهتر می شنیدم ، از فراز چرخ بلند گیتی زندگی انسان ها را می دیدم ، خیالات و تصورات آنها را کشف کرده و اشک های آنان را در دامان خود جمع می کردم و......هیچ نمی گفتم....
ای کاش ستاره ای بودم و می توانستم یک شب تابستان در صفحه ی آسمان شنا کنم.هنگامی که گیتی در بستر راحت خفته است در آسمان ظاهر شوم و شب هنگام که ستاره ها قابل دیدن شدند با هزار ها کوکب درخشان آسمان را زیبا کنم.....فضایی پر از نور و روشنایی ومملو از انوار درخشان.....
ای کاش ستاره ای بودم و همراه هزارن ستاره ی دیگر می درخشیدم

اما با این که : مثل ستاره نمی درخشم ، مثل گل معطر نیستم ، مثل پرنده بال وپر ندارم و مثل طبیعت زیبا نیستم اما می دانم :
من انسان اشرف مخلوقاتم.....
بال و پر ندارم...... زیرا از قفسم آزاد نخواهم شد جز با رحمت ایزد....
مثل ستاره نمی درخشم..... چون با وجود پرستش خدا خود به تنهایی نورانی ام....
مثل گل نیستم ....بلکه با وجود پرستش خدای از گل بهتر و خوش بو ترم....
مثل طبیعت زیبا نیستم ، اندهگین هم نیستم زیرا سیرتی زیبا را می پسندم.....
ولی کاش .....
ولی کاش دلی نداشتم ....من به سنگ حسودی می کنم با اینکه می دانم فشار و سختی در دل کوه خردش می کند...زیرا می دانم بیرحم است ولی دست خودش نیست....زیرا می دانم دلی ندارد .....زیرا از این دل که زود اندوهگین می گردد، عاشق می شود ، شکست می خورد ، می شکند و از این دل شکست خورده و نالان سخت بی زارم ...من ، انسانی و برتری نسبت به حیوانات را دوست دارم اما مگر نمی لحظه ای انسان نبود؟...مگر نمی شود که دل نداشت؟...... اما اگر عشق نباشد روح را یاری زنده ماندن نیست
پس
با تمام وجودم
با تمام اعضا و جوارح بدنم می گویم :
خدایا شکرت.......
چون می دانم زندگی هیچ وقت آن قدر بد نمی شود یه از یاد خدا غافل گردم و او را فراموش کنم و شکر نعمتش را به جای نیاورم.....درست است نمی توانم خوب شکر گذاری کنم ولی قدر نعمات را می دانم.....
خدایا شکرت به خاطر همه چیز.......

Home
Email
Night Skin